مقدمه جنبش هنری
با توجه به تغییرات فرهنگ، سیاست و اجتماع، جنبشهایی شکل میگرفته که هنرمندان را به پیروی از یک فکر و عملکردی مشابه ترغیب میکرده است. مکتبهای هنری فراوانی در طول تاریخ بهوجود آمدهاند اما تحولاتی در جهانبینی سیاست، علم و … رخ داد که چهره هنر را در معاصر بهطور کلی دگرگون کرد و موجب بروز شیوهها و سبکهای متعددی گشت، اصلیترین مشخصه دگرگونی، سپری شدن زمان بر سرعت بروز تحولات است.
هنر مدرن به دلیل زیبایی شناسی آوانگارد مشهور است و با هنرمندان آیندهنگر خود شناخته میشود. هنرهای مدرن، نقاشی، مجسمه سازی، معماری و هنرهای گرافیکی مشخصه قرن بیستم و بیستویکم و قسمتی از قرن نوزدهم هستند. هنر مدرن حرکات، تئوریها و نگرشهای متنوعی را پذیرفته است که مدرنیسم به ویژه در گرایش به ردکردن فرمها و کنوانسیونهای سنتی، تاریخی یا دانشگاهی در تلاش برای ایجاد یک هنر بیشتر در راستای ایجاد تغییر در شرایط اجتماعی، اقتصادی و فکری درگیرند؛ اما، در قرون گذشته قوانین تقریباً مشخص و مقبولی بود که اهل هنر بدان اعتقاد داشتند و فقط مواد و مصالح متحول میشدند و چیزی مخالف عرف اجتماع نبود اما در قرون جدید مخالفت با سنت و عرف اجتماعی شکل گرفت.
هنر در قرن بیست و یکم
در بسياري از انواع كارهاي هنري تجسمي و نمايشي، تكنولوژيهاي جديد دخالت دارند (مانند كارهاي لاري اندرسن ، گيلبرت و جورج و يا مارتين). تغيير محتواي هنر در وراي جنبههاي تكنولوژيكي ادامه خواهد داشت، در حالي كه نفوذ تكنولوژي بر هنر افزايش پيدا ميكند، تأكيد بر جنبههاي شخصي هنر نيز از طرف عدهاي زياد از هنرمنداني كه بيشتر از تمامي تاريخ هنرآفريني كردهاند فزوني خواهد گرفت. اكثر اين آثار هنري به تماشاگر خود فرصت ميدهند كه در آنها دخل و تصرف كنند، و حتي اين مورد را تشويق ميكند و جزو ملزومات ديدن يك اثر هنري و شركت در خود اثر خواهند دانست.
هنر قرن بیست و یکم از دل مواد و وسایل بسیار گوناگون سر بر می آورد. از جمله جدیدترین فناوری های الکترونیکی همچون تصویرسازی دیجیتال و اینترنت؛ ژانرهای آشنای هنر که تاریخی کهن دارند و همچنان با شور و اشتیاق دنبال می شوند، مثل نقاشی و مواد و فرآیندهایی که پیشتر کاردستی محسوب می شدند و بازنگری در آنها موجب بیان مفاهیم جدید شده است. هنرمندان زیادی آزادانه و پیگیرانه رسانه ها و فرم ها را با هم ترکیب می کنند و روش هایی را بر می گزینند که به بهترین وجه برای بیان مفاهیم مد نظرشان به کار آیند. دامنه فعالیت های آنها از پروژه های خیره کننده با بودجه های گزاف و شیوه تولید خارق العاده را دربر می گیرد تا کارهای کوچک که بر فرآیند و تجربیات ناپایا و رویکردهای خودساخت (DIY) متکی هستند.
ویژگی اساسی هنر قرن بیست و یکم
تلفیق رسانهها و تکنولوژیهای نوین
تنوع در مواد و فرم
تاکید بر مشارکت مخاطب
از دیجیتال آرت و هوش مصنوعی تا هنر تعاملی و واقعیت افزوده. تکنولوژی ابزار اصلی بیان شده است.
از نقاشی و مجسمهسازی سنتی تا هنرهای مفهومی، هنر محیطی، و بیوآرت (BioArt) در آزمایشگاهها.
تجربههای چندحسی و فعال، نه صرفاً مشاهده منفعلانه. اثر هنری تنها با حضور و تعامل مخاطب کامل میشود.
جهانیسازی
حذف مرزهای جغرافیایی
اینترنت و رسانههای اجتماعی امکان نمایش و نقد آثار را در مقیاس جهانی فراهم کردهاند. هنرمندان دیگر محدود به بازارهای محلی نیستند.
حضور بینالمللی هنرمندان
نمایشگاهها، بیینالها و فستیوالهای بینالمللی سکوی پرتابی برای استعدادهای جهانی شدهاند
دموکرانیزه شدن و تغییر در اقتصاد هنر
هنرمندان بدون نیاز به منابع مالی یا فیزیکی گرانقیمت، اثر خود را خلق کنند. این موضوع باعث شده است که هنر دسترسپذیرتر شود و تعداد بیشتری از افراد بتوانند در این حوزه فعالیت کنند.
شاخههای هنر در قرن بیست و یکم
هنر الگوریتم
هنر رباتیک
هنر دیجیتالی
هنر پیکسلی
هنر هوش مصنوعی
هنر تعاملی